1
00:00:22,732 --> 00:01:56,435
<font color="#54e4f7">°• برای دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم به تلگرام بارو مووی سر بزنین •°</font>
<font color="#80f9ff">  =  baromoviz  = </font>
<font color="#80ff80">● مترجم : Noor ●</font>

2
00:01:56,460 --> 00:02:05,760
<font color=#e2d622>[چطور جرات کردی؟]</font>
<font color=#e2d622>[فصل 2]</font>

3
00:02:07,790 --> 00:02:10,270
‫<font color=#e2d622>[قسمت 18؛ خائن‌ها رو نابود کنین و
‫ صلح رو به قلمرو برگردونین]</font>

4
00:02:20,350 --> 00:02:22,430
شاهزاده دوان حتی تصور هم ‌نمی‌کنه که

5
00:02:22,430 --> 00:02:24,000
ما با تمام ارتش راست که پشتمونه

6
00:02:24,000 --> 00:02:26,060
بخوایم به شهر برگردیم

7
00:02:26,520 --> 00:02:27,850
بین این سه ارتش

8
00:02:28,150 --> 00:02:29,470
فقط ژنرال لو از ارتش مرکزی

9
00:02:29,470 --> 00:02:31,800
تمایل داشت با شاهزاده دوان برای شورش دست به یکی کنه

10
00:02:31,800 --> 00:02:33,190
...در واقع ارتش مرکزی کاملا داره

11
00:02:33,190 --> 00:02:34,310
با رهبری خود ژنرال لو رهبری می‌شه

12
00:02:34,310 --> 00:02:36,079
ژنرال ما با شاهزاده دوان

13
00:02:36,079 --> 00:02:37,500
از مرگ و زندگی گذشته

14
00:02:37,680 --> 00:02:39,470
اون شاهزاده دوان رو از کوه بی نجات داد و

15
00:02:39,470 --> 00:02:41,520
حتی شخصا شاهزاده دوان رو نجات داد

16
00:02:41,520 --> 00:02:43,780
نمی‌شه به همکاری و همراهی اون شک کرد

17
00:02:44,280 --> 00:02:45,800
...دستاوردهای بزرگ باعث حسادت می‌شه

18
00:02:45,800 --> 00:02:47,710
بهتره مراقب رفتار و حرکاتمون باشیم

19
00:02:47,710 --> 00:02:49,110
جلوی شاهزاده دوان

20
00:02:49,190 --> 00:02:50,630
دردسر درست نکنین و

21
00:02:50,710 --> 00:02:51,840
شک‌برانگیز رفتار نکنین

22
00:02:51,840 --> 00:02:52,960
مزخرف نگو

23
00:02:52,960 --> 00:02:54,360
جذب حسادت" یعنی چی؟"

24
00:02:54,360 --> 00:02:57,690
شاهزاده دوان و من توی مرگ و زندگی کنار هم بودیم

25
00:02:58,150 --> 00:02:58,810
به سلامتی

26
00:03:01,000 --> 00:03:03,080
ارتش چپ هنوز موضعش رو مشخص نکرده ولی

27
00:03:03,080 --> 00:03:04,480
یه چیزی مشخصه

28
00:03:04,870 --> 00:03:06,150
مثل ارتش راست

29
00:03:06,590 --> 00:03:08,400
اونا هم نمی‌خوان توی شورش نقشی داشته باشن

30
00:03:08,400 --> 00:03:10,430
گرچه تا حالا مخالفت آشکاری هم با شاهزاده دوان نکردن

31
00:03:10,430 --> 00:03:12,120
خبری از

32
00:03:12,120 --> 00:03:13,630
دو ژنرال دیگه نیست؟

33
00:03:13,630 --> 00:03:15,400
انگار ژنرال لو در حال نوشیدنه

34
00:03:15,400 --> 00:03:16,460
در مورد ژنرال یو هم

35
00:03:16,680 --> 00:03:17,750
خودش نیومده و

36
00:03:17,750 --> 00:03:19,350
معاونش رو به جاش فرستاده

37
00:03:20,520 --> 00:03:22,750
پس ژنرال یو بالاخره یاد گرفت باهوش باشه

38
00:03:22,750 --> 00:03:25,810
<font color=#e2d622>[چپ]</font>

39
00:03:23,120 --> 00:03:25,030
...معاون فرمانده‌ی ارتش راست

40
00:03:25,030 --> 00:03:28,030
اگه درست یادم باشه اسم اون پسر لین شوان یینگه

41
00:03:28,630 --> 00:03:31,290
خوشبختانه ارتش راست یه آدمی مثل اون داره

42
00:03:31,800 --> 00:03:32,750
خب

43
00:03:33,150 --> 00:03:35,120
منم معاونم رو می‌فرستم

44
00:03:36,240 --> 00:03:38,120
ارتش راست و چپ هر کدوم 15 هزار سرباز دارن

45
00:03:38,120 --> 00:03:40,700
روی هم رفته اونا هنوزم 50 هزار تا کمتر از ارتش مرکزی‌ان و

46
00:03:40,700 --> 00:03:43,310
در حالی که نگهبان‌های امپراتوری کمتر از 30 هزار نفره

47
00:03:43,310 --> 00:03:46,430
احتمالا از قبل توسط آدم‌های شاهزاده دوان جایگزین شدن

48
00:03:46,430 --> 00:03:47,870
با این آمار

49
00:03:48,310 --> 00:03:49,870
توی بدترین حالت

50
00:03:49,870 --> 00:03:51,190
‫15 هزار نفر از نیروهای ارتش راست

51
00:03:51,190 --> 00:03:53,120
باید با ارتشی 90 هزار نفری رو‌به‌رو بشن

52
00:03:54,000 --> 00:03:55,240
حتی با وجود اسلحه‌هایی که داریم

53
00:03:55,240 --> 00:03:57,040
بازم تضمینی نیست که پیروز بشیم

54
00:03:59,240 --> 00:04:00,970
اگه بتونیم ارتش چپ رو با خودمون همراه کنیم

55
00:04:01,870 --> 00:04:04,070
یه خورده از فشار رومون کم می‌شه

56
00:04:04,630 --> 00:04:06,360
همین که سه ارتش با هم متحد بشن

57
00:04:06,470 --> 00:04:09,120
مخفیانه هویتم رو به ارتش چپ لو می‌دم و

58
00:04:09,120 --> 00:04:10,450
اونا رو با خودم همراه می‌کنم

59
00:04:13,520 --> 00:04:15,180
اگه همه چی درست پیش بره

60
00:04:15,240 --> 00:04:16,310
فردا این موقع

61
00:04:16,310 --> 00:04:17,910
بالاخره یه تخت درست برای خوابیدن داریم

62
00:04:18,070 --> 00:04:18,829
بعدش

63
00:04:19,000 --> 00:04:20,800
یکی رو بفرست تا خاله بی رو برگردونه

64
00:04:20,800 --> 00:04:21,660
بای که برسه

65
00:04:22,120 --> 00:04:23,070
می‌تونیم دوباره

66
00:04:23,070 --> 00:04:24,600
چهار نفره هات پات بخوریم

67
00:04:27,190 --> 00:04:27,720
باشه

68
00:04:28,270 --> 00:04:29,310
هات پات؟

69
00:04:29,750 --> 00:04:32,610
یعنی از امشب نمی‌تونیم غذا خوردن رو شروع کنیم؟

70
00:04:34,390 --> 00:04:35,270
مگه نگفتی

71
00:04:35,270 --> 00:04:36,830
شاهزاده دوان رو نمی‌شه کشت؟

72
00:04:36,830 --> 00:04:38,560
یه راه برای شکنجه دادنش دارم

73
00:04:39,270 --> 00:04:41,950
وقتش که برسه ما بیرون از زندان
 می‌شینیم و هات پات می‌خوریم

74
00:04:41,950 --> 00:04:45,480
در حالی که شاهزاده دوان اون تو باید سوپ آبکی بخوره

75
00:04:45,950 --> 00:04:46,800
فکر خوبیه

76
00:04:48,800 --> 00:04:51,120
بعد از اینکه قصر مرگ امپراتور جعلی رو اعلام کنه

77
00:04:51,120 --> 00:04:52,720
با وجود اینکه علیاحضرت همراه ارتش بوده

78
00:04:52,720 --> 00:04:53,800
سربازها

79
00:04:53,800 --> 00:04:55,630
که هنوز فکر می‌کنن ما در حال شورشیم

80
00:04:55,630 --> 00:04:57,890
دچار دوگانگی و شک می‌شن

81
00:04:57,920 --> 00:04:58,720
اعلیحضرت

82
00:04:59,340 --> 00:05:01,400
وقتشه که هویت خودتون رو لو بدین

83
00:05:15,480 --> 00:05:16,540
تبریک می‌گم

84
00:05:17,310 --> 00:05:20,510
شماها قراره شایستگی حمایت از
 یه حاکم واقعی رو به دست بیارین

85
00:05:22,240 --> 00:05:24,440
اعلیحضرت، لطفا بهمون فرمان بدین

86
00:05:32,430 --> 00:05:33,159
ژنرال‌های من

87
00:05:34,159 --> 00:05:35,690
همه‌ی شما سربازهای شیا هستین

88
00:05:36,870 --> 00:05:38,270
از زندگیتون گذشتین و

89
00:05:38,800 --> 00:05:40,680
برای شیا خون ریختین و

90
00:05:40,920 --> 00:05:42,850
از سرزمین و مردممون دفاع کردین

91
00:05:44,390 --> 00:05:45,430
می‌دونم که

92
00:05:46,480 --> 00:05:48,070
هیچ کدومتون دوست ندارین روزی رو ببینین که

93
00:05:48,070 --> 00:05:50,270
سربازهای شیا در برابر هم شمشیر می‌کشن

94
00:05:50,270 --> 00:05:51,300
...ولی الان

95
00:05:52,240 --> 00:05:53,980
شاهزاده دوان شورش کرده و

96
00:05:54,120 --> 00:05:56,920
ارتش چپ و ارتش مرکزی در اختیارشن

97
00:05:56,920 --> 00:05:58,850
برای رسیدن به صلح زیر سایه‌ی بهشت

98
00:05:58,870 --> 00:05:59,310
من

99
00:06:00,480 --> 00:06:02,880
چاره‌ای جز تکیه کردن به قدرت شما رو ندارم

100
00:06:04,270 --> 00:06:05,530
همین که وارد شهر شدیم

101
00:06:05,750 --> 00:06:07,810
سردسته‌ها رو بدون هیچ دلرحمی‌ای بکشین

102
00:06:08,800 --> 00:06:10,330
به غیر از فرمانده‌ها

103
00:06:10,360 --> 00:06:11,860
هر سربازی از دو ارتش که تسلیم بشه

104
00:06:11,860 --> 00:06:13,590
بدون شرط بخشیده می‌شه

105
00:06:14,310 --> 00:06:16,360
سلاح‌های قدرتمندی توی دستاتونه

106
00:06:16,360 --> 00:06:17,950
ماجرا رو هر چه سریع‌تر تموم کنین و

107
00:06:18,390 --> 00:06:20,450
تلفات رو به حداقل برسونین

108
00:06:20,800 --> 00:06:22,590
خون سربازهای شیا باید

109
00:06:23,190 --> 00:06:25,120
توی میدون نبرد ریخته بشه

110
00:06:25,950 --> 00:06:27,750
لطفا کمکم کنین تا

111
00:06:28,600 --> 00:06:31,860
خائن‌ها رو نابود کنم و صلح رو به قلمرو برگردونم

112
00:06:31,870 --> 00:06:35,000
خائن‌ها رو نابود کنین و صلح رو به قلمرو برگردونین

113
00:06:47,159 --> 00:06:49,630
شاهزاده دوان یهو همه‌ی مقامات رو احضار کرده

114
00:06:49,630 --> 00:06:50,630
خبر داری

115
00:06:50,630 --> 00:06:51,880
برای چی؟

116
00:06:52,240 --> 00:06:53,300
...یعنی ممکنه

117
00:06:59,680 --> 00:07:01,360
هر سه ارتش به پایتخت رسیدن

118
00:07:01,360 --> 00:07:02,560
توی مسیرم به اینجا نگهبان‌های سلطنتی رو دیدم که

119
00:07:02,560 --> 00:07:06,000
از دروازه‌ی شهر تا ورودی کاخ مستقر شدن

120
00:07:06,000 --> 00:07:07,720
با وجود سه ارتش که الان به پایتخت رسیدن

121
00:07:07,720 --> 00:07:09,430
به نظر می‌رسه که شاهزاده دوان
 نقشه کشیده به تخت بشینه و

122
00:07:09,430 --> 00:07:10,690
احضارشون کرده اینجا تا

123
00:07:11,000 --> 00:07:12,600
نتونن مخالفتی بکنن

124
00:07:13,720 --> 00:07:15,000
با این عجله‌ای که شاهزاده دوان داره

125
00:07:15,000 --> 00:07:16,680
انگار می‌ترسه چیزی تغییر کنه

126
00:07:16,680 --> 00:07:19,740
در حال حاضر چی باعث ترس شاهزاده دوان شده؟

127
00:07:20,000 --> 00:07:21,950
شاید زنده بودن علیاحضرت باشه

128
00:07:21,950 --> 00:07:23,160
علیاحضرت زن معمولی‌ای نیست

129
00:07:23,160 --> 00:07:24,560
حتما یه راه پیدا می‌کنه

130
00:07:24,680 --> 00:07:25,680
هر جا که زندگی هست

131
00:07:25,680 --> 00:07:26,630
امید هم هست

132
00:07:26,800 --> 00:07:28,040
جون ما خیلی مهم‌تره

133
00:07:28,040 --> 00:07:29,750
جون ما خیلی مهم‌تره

134
00:07:29,750 --> 00:07:31,750
شما ترسویین و از مرگ می‌ترسین

135
00:07:42,950 --> 00:07:43,950
...خب

136
00:07:48,940 --> 00:07:53,550
<font color=#e2d622>[یانگ چنگ]</font>

137
00:08:02,930 --> 00:08:06,890
<font color=#e2d622>[مرکزی]</font>

138
00:08:03,160 --> 00:08:03,850
ژنرال

139
00:08:04,070 --> 00:08:04,950
هیچ کدوم از

140
00:08:04,950 --> 00:08:06,080
فرمانده‌های چپ و راست خودشون رو نشون ندادن

141
00:08:07,360 --> 00:08:09,360
احتمالا به من حسودیشون می‌شه

142
00:08:10,040 --> 00:08:11,830
ارتش مرکزی من 50 هزار سرباز زبده داره

143
00:08:11,830 --> 00:08:13,360
هر کدومشونم شجاع و با مهارتن

144
00:08:13,630 --> 00:08:15,650
طبیعیه که

145
00:08:15,720 --> 00:08:16,990
خجالت بکشن خودشون رو نشون بدن

146
00:08:16,990 --> 00:08:21,650
<font color=#e2d622>[یانگ چنگ]</font>

147
00:08:23,970 --> 00:08:26,800
<font color=#e2d622>[مرکزی]</font>

148
00:08:41,000 --> 00:08:42,750
کسی که یه روزی واسه من و شاهزاده دوان

149
00:08:42,750 --> 00:08:43,960
کار می‌کرد حالا

150
00:08:44,080 --> 00:08:46,240
شده فرمانده‌ی نگهبان‌های امپراتوری؟

151
00:08:46,140 --> 00:08:48,190
<font color=#e2d622>[مرکزی]</font>

152
00:08:54,220 --> 00:08:57,390
پس فرمانده‌ی نگهبان‌های امپراتوری با
 آدم شاهزاده دوان جایگزین شده

153
00:08:57,390 --> 00:08:59,000
احتمالا باید یه داستان حسابی پشتش باشه

154
00:08:59,000 --> 00:09:00,000
چیزی در موردش می‌دونی؟

155
00:09:00,320 --> 00:09:01,840
چیزی که توی کتاب در موردش نبوده ولی

156
00:09:01,840 --> 00:09:03,450
می‌تونیم یه کم شایعه درست کنیم

157
00:09:03,790 --> 00:09:05,600
ژنرال لو یه وحشیه که

158
00:09:05,910 --> 00:09:07,710
جز جنگیدن کاری بلد نیست

159
00:09:08,240 --> 00:09:11,440
احتمالا معنی ضرب المثل "بعد از سه روز دوری
 با چشم جدید نگاه کردن" رو نمی‌دونه؟

160
00:09:11,440 --> 00:09:12,900
...می‌تونم متوجه بشم

161
00:09:13,240 --> 00:09:14,070
...ولی

162
00:09:14,270 --> 00:09:16,480
بد نیست بیشتر مطالعه کنم

163
00:09:16,870 --> 00:09:19,000
یه بار روی اسب سوار بودم و

164
00:09:19,000 --> 00:09:20,390
شورشی‌های یان رو کشتم

165
00:09:20,840 --> 00:09:21,510
وقتی که به پایتخت برگشتم

166
00:09:21,510 --> 00:09:23,030
مردم به نشونه‌ی احترام به من توی خیابون صف کشیدن و

167
00:09:23,030 --> 00:09:25,320
مقامات بهم تعظیم کردن

168
00:09:25,320 --> 00:09:28,390
و حالا اگه دروازه‌های شهر رو برام باز نکنی
 اشکالی نداره ولی

169
00:09:28,390 --> 00:09:30,450
جرات کردی جلوم خودنمایی کنی؟

170
00:09:30,460 --> 00:09:31,040
...تو

171
00:09:51,630 --> 00:09:53,040
اومدم بهتون خوش‌آمد بگم

172
00:09:53,200 --> 00:09:54,840
معذرت می‌خوام که معطلتون کردم

173
00:09:56,670 --> 00:09:57,870
وو تای سی

174
00:09:58,630 --> 00:10:00,550
چرا شاهزاده دوان خودش نیومده اینجا؟

175
00:10:00,550 --> 00:10:01,480
الان کجاست؟

176
00:10:02,910 --> 00:10:05,670
اعلیحضرت مشغول امور دولتی هستن و
توی قصر منتظرن

177
00:10:05,670 --> 00:10:07,670
برای همینه که به من دستور دادن
 بیام استقبال شما و ببرمتون

178
00:10:07,670 --> 00:10:08,630
ژنرال‌ها

179
00:10:08,630 --> 00:10:10,430
دنبال من بفرمایین داخل

180
00:10:12,600 --> 00:10:14,080
اولین گروه از نگهبان‌ها یه قدم بیاین جلو

181
00:10:14,080 --> 00:10:15,000
دنبال من بیاین داخل شهر

182
00:10:15,000 --> 00:10:15,440
اطاعت

183
00:10:20,320 --> 00:10:21,580
نگهبان‌ها بیاین جلو

184
00:10:21,640 --> 00:10:22,490
<font color=#e2d622>[یانگ چنگ]</font>

185
00:10:27,630 --> 00:10:28,150
صبر کنین

186
00:10:30,270 --> 00:10:31,030
خب

187
00:10:31,270 --> 00:10:32,270
لطفا

188
00:10:32,270 --> 00:10:34,510
قبل از وارد شدن به شهر اسلحه‌هاتون رو تحویل بدین

189
00:10:34,510 --> 00:10:35,240
...تو

190
00:10:35,550 --> 00:10:36,840
لطفا همه

191
00:10:36,840 --> 00:10:39,440
اسلحه‌هاشون رو قبل از ورود به شهر تحویل بدن

192
00:10:41,420 --> 00:10:42,530
<font color=#e2d622>[شهر یانگ]</font>

193
00:10:45,550 --> 00:10:48,050
من این همه راه سربازهام رو تا اینجا آوردم

194
00:10:48,240 --> 00:10:50,100
حالا شاهزاده دوان اینجوری باهامون رفتار می‌کنه؟

195
00:10:51,750 --> 00:10:53,080
ژنرال لو، آروم باشین

196
00:10:53,240 --> 00:10:55,120
اعلیحضرت همیشه براتون احترام قائلن

197
00:10:55,120 --> 00:10:56,200
این موضوع

198
00:10:56,200 --> 00:10:58,080
فقط به دلیل شرایط خاصه

199
00:10:58,080 --> 00:10:59,670
خواهش می‌کنم درک کنین

200
00:10:59,670 --> 00:11:01,200
شرایط خاص؟

201
00:11:01,390 --> 00:11:03,850
توضیح بده ببینم چیه این شرایط خاصه

202
00:11:04,510 --> 00:11:06,000
ژنرال ممکنه شما ندونین

203
00:11:06,240 --> 00:11:08,100
شاید توی ارتش یه خائن وجود داشته باشه

204
00:11:08,150 --> 00:11:09,150
انگار

205
00:11:09,670 --> 00:11:11,870
به بازمونده‌های امپراتور سابق ربط داره

206
00:11:14,000 --> 00:11:15,660
(مگه خود شاهزاده دوان اون)

207
00:11:16,000 --> 00:11:18,260
(جسد قلابی توی قصر رو آماده نکرده؟)

208
00:11:18,440 --> 00:11:19,840
(یعنی چیزی بیشتر از این هست که)

209
00:11:19,840 --> 00:11:21,900
(قراره ارتش مرکزی رو درگیر کنه؟)

210
00:11:22,020 --> 00:11:23,420
(قراره چه اتفاقی بیوفته؟)

211
00:11:24,000 --> 00:11:25,130
تو چیزی می‌دونی؟

212
00:11:25,360 --> 00:11:26,560
(فقط می‌تونم بگم که)

213
00:11:26,750 --> 00:11:29,350
(شاهزاده دوان به ارتش مرکزی مشکوک شده)

214
00:11:34,150 --> 00:11:36,240
به هر حال، من توی ملاء عام کاری نکردم

215
00:11:36,240 --> 00:11:38,900
کاری نکردم که بخوام ترس داشته باشم

216
00:11:46,200 --> 00:11:48,000
حتی ارتش مرکزی هم باید خلع سلاح بشه؟

217
00:11:48,000 --> 00:11:50,080
وقتی ژنرال لو بعد از شکستن دادن ارتش یان برگشت

218
00:11:50,080 --> 00:11:51,480
هیچوقت باهاش اینجوری رفتار نشد

219
00:11:51,480 --> 00:11:52,280
...یعنی ممکنه

220
00:11:53,000 --> 00:11:56,200
شاهزاده دوان هم به ارتش مرکزی اعتماد نداره؟

221
00:11:56,550 --> 00:11:58,670
(...من کنار اعلیحضرت تا پای مرگ و زندگی جنگیدم)

222
00:11:58,670 --> 00:12:00,470
(هرگز به من مشکوک نمی‌شه)

223
00:12:00,550 --> 00:12:02,960
(ولی حالا انگار رفتارش باهام تغییر کرده)

224
00:12:02,960 --> 00:12:04,790
(شاید یه نفر در مورد من)

225
00:12:04,790 --> 00:12:07,120
(به اعلیحضرت دروغ‌هایی گفته)

226
00:12:28,150 --> 00:12:29,600
بگردین

227
00:12:34,840 --> 00:12:35,510
چی شده؟

228
00:12:35,510 --> 00:12:35,870
دارین چیکار می‌کنین؟

229
00:12:35,870 --> 00:12:36,320
چرا؟

230
00:12:36,750 --> 00:12:37,690
به من دست نزنین

231
00:12:37,790 --> 00:12:38,960
چرا دارین ما رو می‌گردین؟

232
00:12:38,960 --> 00:12:40,160
وو تای سی

233
00:12:40,320 --> 00:12:41,680
این کار یعنی چی؟

234
00:12:42,870 --> 00:12:44,030
اعلیحضرت، علیاحضرت

235
00:12:44,030 --> 00:12:45,360
فرمانده‌ی نگهبان‌های سلطنتی اومد

236
00:12:45,360 --> 00:12:47,690
دستور دارن تمام سه ارتش رو بگردن

237
00:12:47,840 --> 00:12:49,910
یه سری از نیروها رو از رده‌ها کشیدن بیرون

238
00:12:49,910 --> 00:12:50,960
به نظر میاد

239
00:12:51,270 --> 00:12:53,870
دنبال افراد مشکوک می‌گردن

240
00:12:54,270 --> 00:12:55,440
کسایی رو بردن که

241
00:12:55,600 --> 00:12:57,550
کوتاه‌تر و لاغرترن

242
00:12:58,320 --> 00:12:59,850
انگار دارن دنبال ما می‌گردن

243
00:13:00,120 --> 00:13:01,550
هزار سرباز زبده‌ای که سلاح حمل می‌کنن

244
00:13:01,550 --> 00:13:02,880
همه‌اشون قد بلند و قوی‌ان و

245
00:13:03,240 --> 00:13:04,970
با این مشخصات جور درنمیان

246
00:13:05,200 --> 00:13:07,330
احتمالا اینا اول بررسی نمی‌شن

247
00:13:08,080 --> 00:13:09,790
...یه واحد دیگه داره از این طرف میاد

248
00:13:09,790 --> 00:13:12,080
انگار می‌خوان ارابه‌های آذوقه‌ها رو هم بگردن

249
00:13:12,080 --> 00:13:13,280
وقتی نتونستن ما رو بگیرن

250
00:13:13,480 --> 00:13:14,960
یعنی ارتش مرکزی شکست خورده

251
00:13:14,960 --> 00:13:16,960
تعجبی نداره که ژنرال لو انقدر رنگش پریده

252
00:13:17,910 --> 00:13:19,960
تمام سلاح‌های گرم توی ارابه‌ رو قبلا توضیح کردیم

253
00:13:19,960 --> 00:13:21,420
فقط یه مقدار باروت اضافی مونده که

254
00:13:21,670 --> 00:13:23,840
زیر غلات به عنوان پوشش پنهون کردیم

255
00:13:23,840 --> 00:13:24,510
راستش

256
00:13:24,840 --> 00:13:26,390
اگه بخوان بگردن

257
00:13:26,390 --> 00:13:27,630
راحت پیداش می‌کنن

258
00:13:27,630 --> 00:13:28,720
تو برو اونجا

259
00:13:31,440 --> 00:13:32,440
اعلیحضرت، علیاحضرت

260
00:13:32,440 --> 00:13:33,240
اینجان

261
00:13:33,910 --> 00:13:35,440
برای سربازگیری از ارتش چپ دیگه دیر شده

262
00:13:35,440 --> 00:13:36,040
فراموشش کن

263
00:13:36,440 --> 00:13:37,080
بیا زودتر انجامش بدیم

264
00:13:37,080 --> 00:13:37,410
صبر کن

265
00:13:37,670 --> 00:13:38,470
یه فکری دارم

266
00:13:42,000 --> 00:13:42,970
خطرناکه

267
00:13:43,240 --> 00:13:44,320
ولی باید انجامش بدیم

268
00:13:45,120 --> 00:13:45,790
اینجوری

269
00:13:46,150 --> 00:13:49,680
می‌تونیم تلفات رو به حداقل برسونیم

270
00:13:54,840 --> 00:13:56,240
قرار نیست بریم داخل شهر؟

271
00:13:56,240 --> 00:13:57,180
چرا وایستادن؟

272
00:13:57,670 --> 00:14:00,000
می‌خوام ببینم پایتخت چه شکلی شده

273
00:14:00,240 --> 00:14:00,640
...تو

274
00:14:01,390 --> 00:14:01,910
برو

275
00:14:06,270 --> 00:14:06,800
زود باش

276
00:14:14,670 --> 00:14:15,530
چی اون داخله؟

277
00:14:16,670 --> 00:14:17,750
غلات

278
00:14:19,200 --> 00:14:20,360
غلات

279
00:14:21,000 --> 00:14:22,030
باشه

280
00:14:22,320 --> 00:14:22,720
...تو

281
00:14:23,000 --> 00:14:24,120
تمام کالاها رو بذارین زمین

282
00:14:24,120 --> 00:14:25,360
باز کنین و بررسیش کنین

283
00:14:48,200 --> 00:14:49,530
اگه دزدی کردن بلدی

284
00:14:49,600 --> 00:14:52,660
پس حتما بلدی چطوری نقش بازی کنی

285
00:14:57,200 --> 00:14:58,130
من شلوغش می‌کنم

286
00:14:58,750 --> 00:14:59,320
تو برو

287
00:15:01,270 --> 00:15:02,720
چرا ما رو گرفتین؟

288
00:15:03,600 --> 00:15:04,910
شما نگهبان‌های سلطنتی

289
00:15:05,030 --> 00:15:07,370
فقط بلدین توی قصر خودنمایی کنین

290
00:15:07,790 --> 00:15:09,150
انگار واقعا اهل میدون نبرد نیستین

291
00:15:09,150 --> 00:15:11,810
چون حتی نمی‌تونین شمشیرتون رو محکم نگهدارین

292
00:15:12,550 --> 00:15:13,790
چطور تونستین این کار رو با ما بکنه؟

293
00:15:13,790 --> 00:15:15,120
دقیقا چرا؟

294
00:15:15,240 --> 00:15:15,790
آره

295
00:15:16,000 --> 00:15:16,800
درسته

296
00:15:17,150 --> 00:15:17,870
درسته

297
00:15:17,870 --> 00:15:18,790
...اگه جراتش رو دارین، بیاین توی میدون نبرد

298
00:15:18,790 --> 00:15:19,960
تیغه‌های واقعی، نبرد واقعی

299
00:15:19,960 --> 00:15:21,360
تیغه‌های واقعی، نبرد واقعی

300
00:15:21,360 --> 00:15:22,030
بس کن دیگه

301
00:15:22,030 --> 00:15:23,480
رسیدیم به پایتخت -
من توی سختی و آسایش با شاهزاده دوان جنگیدم -

302
00:15:23,480 --> 00:15:24,600
داد نزد -
مثل برادرهای قسم خورده‌ایم -

303
00:15:24,600 --> 00:15:26,600
وگرنه قانونی باهاتون برخورد می‌کنن -
هرگز با من اینجوری با بی‌احترامی رفتار نمی‌کنه -

304
00:15:26,600 --> 00:15:27,240
ژنرال

305
00:15:27,240 --> 00:15:28,950
کی بهت دستور داده این کارو بکنی؟

306
00:15:29,000 --> 00:15:30,440
چطور جرات کردی

307
00:15:31,910 --> 00:15:34,170
چرا بیرون نمیاد؟ -
خیلی سنگینه -

308
00:15:34,200 --> 00:15:35,120
خیلی سنگینه

309
00:15:35,120 --> 00:15:35,980
نمی‌تونم تکون بخورم

310
00:15:37,240 --> 00:15:38,390
کلکی در کار نباشه

311
00:15:38,390 --> 00:15:39,210
همین الان بیا بیرون

312
00:15:40,720 --> 00:15:42,290
...تو

313
00:15:42,750 --> 00:15:43,550
خفه شو

314
00:15:44,150 --> 00:15:45,610
باید بدونی این چیه

315
00:15:45,840 --> 00:15:47,870
پس خوب می‌دونی چقدر قویه

316
00:15:47,870 --> 00:15:49,150
اگه سر و صدا کنی

317
00:15:49,270 --> 00:15:51,330
شخصا می‌فرستمت همونجایی که باید

318
00:15:51,390 --> 00:15:52,380
با یه بدرقه‌ی خیلی با شکوه

319
00:15:52,380 --> 00:15:53,570
...اعلیحضرت

320
00:15:53,870 --> 00:15:55,330
از دستورتون پیروی می‌کنم

321
00:15:55,710 --> 00:15:57,010
خیلی سنگینه

322
00:15:57,120 --> 00:15:58,550
شما دوتا بیاین بالا و کمک کنین

323
00:15:59,870 --> 00:16:00,460
باشه

324
00:16:08,420 --> 00:16:10,100
<font color=#e2d622>[یانگ چنگ]</font>

325
00:16:08,720 --> 00:16:09,550
پیداش کردم

326
00:16:12,030 --> 00:16:14,360
بین سربازهای ارتش مرکزی بود

327
00:16:15,120 --> 00:16:15,850
غیرممکنه

328
00:16:17,320 --> 00:16:18,120
خوبه

329
00:16:18,120 --> 00:16:19,780
احتمالا یکی داره برام پاپوش درست می‌کنه

330
00:16:20,240 --> 00:16:21,180
چیه؟

331
00:16:21,390 --> 00:16:23,080
نمی‌دونم چه خبره

332
00:16:23,320 --> 00:16:25,240
چطور ممکنه بین ماها پیداش کنین؟

333
00:16:26,240 --> 00:16:27,440
احتمالا یکی از اوناست که

334
00:16:27,440 --> 00:16:28,600
می‌خواست من و نیروهام رو خراب کنه

335
00:16:28,600 --> 00:16:29,720
ژنرال لو

336
00:16:30,440 --> 00:16:32,670
به جای اینکه خائن رو بین نیروهای خودتون پیدا کنین

337
00:16:32,670 --> 00:16:34,790
به ارتش چپ و راست ما مشکوکین

338
00:16:34,790 --> 00:16:36,250
هدفتون چیه؟

339
00:16:36,270 --> 00:16:38,440
بعضیا فکر می‌کنن با آوردن 50 هزار سرباز

340
00:16:38,440 --> 00:16:40,720
توانایی انجام هر کاری رو دارن

341
00:16:40,720 --> 00:16:42,920
هر کسی که توی قدرت باشه مشکوکه

342
00:16:43,720 --> 00:16:45,250
(یعنی ممکنه شاهزاده دوان)

343
00:16:45,360 --> 00:16:47,080
(فکر کرده که من خیلی قوی شدم و)

344
00:16:47,080 --> 00:16:49,810
(می‌خواد من رو درس عبرتی برای بقیه کنه؟)

345
00:16:59,010 --> 00:17:00,290
فرمانده ون

346
00:17:06,550 --> 00:17:07,550
از طرف ارتش مرکزی بود

347
00:17:07,550 --> 00:17:08,790
از طرف ارتش مرکزی شلیک شد

348
00:17:08,790 --> 00:17:09,790
...ارتش مرکزی

349
00:17:10,750 --> 00:17:12,010
ارتش مرکزیه

350
00:17:12,030 --> 00:17:12,940
ارتش مرکزی

351
00:17:12,940 --> 00:17:15,140
ارتش مرکزی فرمانده ون رو کشت

352
00:17:16,109 --> 00:17:16,500
برو

353
00:17:16,720 --> 00:17:17,960
سریع برگردین سر جاهاتون

354
00:17:17,960 --> 00:17:18,359
زود باشین

355
00:17:21,880 --> 00:17:22,240
ادامه بدین

356
00:17:22,240 --> 00:17:22,770
زود باشین

357
00:17:24,400 --> 00:17:25,260
حواست باشه

358
00:17:27,750 --> 00:17:29,000
من باید فورا برگردم قصر و

359
00:17:29,000 --> 00:17:29,720
به شاهزاده دوان گزارش بدم

360
00:17:29,720 --> 00:17:30,340
صبر کن

361
00:17:30,590 --> 00:17:32,200
جاسوس‌ها بین ارتش راست و چپن

362
00:17:32,200 --> 00:17:34,240
جاسوس‌ها بین سربازهای ارتش راست و چپن؟

363
00:17:34,240 --> 00:17:35,640
ژنرال لو، بگو ببینم

364
00:17:35,880 --> 00:17:37,610
جاسوس‌ها از کدوم طرف اومدن

365
00:17:38,270 --> 00:17:39,350
ملکه‌ی شیطانی

366
00:17:39,750 --> 00:17:40,830
احتمالا باید کار ملکه‌ی شیطانی باشه

367
00:17:40,830 --> 00:17:41,880
ملکه‌‌ی شیطانی؟

368
00:17:42,800 --> 00:17:44,350
شاهزاده دوان باید همچین چیزی بگه تا

369
00:17:44,350 --> 00:17:46,720
افکار عمومی رو ساکت کنه ولی

370
00:17:44,390 --> 00:17:45,490
<font color=#e2d622>[شهر یانگ]</font>

371
00:17:46,830 --> 00:17:49,180
فکر کردی تو هم می‌تونی اینو بگی؟

372
00:17:51,440 --> 00:17:52,030
ژنرال

373
00:17:52,440 --> 00:17:53,170
ژنرال زو

374
00:17:55,830 --> 00:17:57,070
ژنرال زوئه؟

375
00:17:57,960 --> 00:17:59,530
اون محترم و منطقی

376
00:17:59,720 --> 00:18:00,750
به نظر می‌رسه

377
00:18:00,750 --> 00:18:01,400
شاید

378
00:18:02,030 --> 00:18:04,560
نقشه‌ی ما برای پیروز شدن باید تغییر کنه

379
00:18:08,350 --> 00:18:10,790
تا زمانی که به شاهزاده دوان گزارش بدم
 همه چی باید متوقف بشه

380
00:18:10,790 --> 00:18:11,790
دروازه‌ی شهر رو ببندین

381
00:18:11,790 --> 00:18:13,250
اول دروازه‌ی شهر رو ببندین

382
00:18:15,590 --> 00:18:16,350
نگهبان‌ها

383
00:18:16,880 --> 00:18:18,270
دروازه رو کنترل کنین

384
00:18:38,850 --> 00:18:41,480
نگهبان‌های سلطنتی به ارتش مرکزی ما بی‌احترامی کردن و

385
00:18:41,480 --> 00:18:43,480
کاری کردن که همه بهمون مشکوک بشن

386
00:18:43,550 --> 00:18:44,690
غیرعادیه

387
00:18:44,830 --> 00:18:47,090
....شاهزاده دوان تا الات خودش رو نشون نداده

388
00:18:47,480 --> 00:18:50,140
شاید تحت کنترل یه نفر دیگه بوده

389
00:18:53,680 --> 00:18:55,350
تمام نیروهای پشتیبانی و سیار

390
00:18:55,350 --> 00:18:57,310
برای محافظت از شاهزاده دوان وارد شهر بشن

391
00:18:57,310 --> 00:18:58,110
بقیه

392
00:18:58,480 --> 00:19:00,350
اینجا بمونن و نگهبان‌های سلطنتی رو همراهی کنن

393
00:19:00,350 --> 00:19:00,720
اطاعت

394
00:19:00,720 --> 00:19:02,720
بکشینشون

395
00:19:04,560 --> 00:19:07,770
<font color=#e2d622>[یانگ چنگ]</font>

396
00:19:18,680 --> 00:19:19,510
همه گوش کنن

397
00:19:20,350 --> 00:19:21,810
ولیعهد سنش کمه

398
00:19:22,030 --> 00:19:23,430
نمی‌تونه بار مسئولیت رو تحمل کنه

399
00:19:24,030 --> 00:19:25,880
برای همین تاج و تخت رو به من واگذار کرده

400
00:19:29,160 --> 00:19:32,000
زنده باد اعلیحضرت

401
00:19:35,440 --> 00:19:36,440
شماها

402
00:19:36,920 --> 00:19:38,720
اعتراضی دارین؟

403
00:19:47,240 --> 00:19:48,500
زنده موندن از هر چیزی مهم‌تره

404
00:19:50,400 --> 00:19:52,270
موافق نیستم

405
00:19:59,680 --> 00:20:02,030
خواجه آن نیست که همیشه به اعلیحضرت خدمت می‌کرد؟

406
00:20:02,030 --> 00:20:03,330
بعد از اینکه اعلیحضرت مرد

407
00:20:03,330 --> 00:20:06,260
مگه خواجه آن به ولیعهد خدمت نمی‌کرد؟

408
00:20:06,270 --> 00:20:07,730
چی شده که اومده اینجا؟

409
00:20:09,000 --> 00:20:10,510
اعلیحضرت

410
00:20:10,510 --> 00:20:12,720
لطفا از تخت اژدها پایین بیاین

411
00:20:12,720 --> 00:20:14,400
من مخالفم

412
00:20:16,070 --> 00:20:17,480
نمی‌دونستم یه

413
00:20:17,610 --> 00:20:20,030
خواجه‌ی بی‌ارزش مثل تو حق حرف زدن داره

414
00:20:20,030 --> 00:20:21,510
گرچه یه خدمتکارم ولی

415
00:20:21,510 --> 00:20:24,200
به اعلیحضرت و ولیعهد خدمت کردم

416
00:20:24,350 --> 00:20:25,640
با گوش‌های خودم شنیدم که

417
00:20:25,640 --> 00:20:27,200
دستور دستگیری اعلیحضرت و علیاحضرت رو

418
00:20:27,200 --> 00:20:28,200
دادین و

419
00:20:28,200 --> 00:20:30,110
فرمان دادین تا اعضای بدن و تاندون‌های

420
00:20:30,110 --> 00:20:31,790
اعلیحضرت رو ببرن و فلجش کنن

421
00:20:31,790 --> 00:20:34,550
همچنین با چشم‌های خودم دیدم که یه خدمتکار قصر رو

422
00:20:34,550 --> 00:20:36,750
فقط به خاطر اینکه مشکوک شدین بهتون خندیده یا نه، کشتین

423
00:20:36,750 --> 00:20:38,720
یه شاه‌کش، یه خائن و

424
00:20:38,720 --> 00:20:40,590
یه آدم ستمگر مثل شما

425
00:20:40,590 --> 00:20:42,680
لیاقت نشستن روی اون تخت رو نداره

426
00:20:42,680 --> 00:20:44,030
خواجه آن

427
00:20:45,000 --> 00:20:47,110
احتمالا ملکه‌ی شیطانی تو رو خریده تا

428
00:20:47,110 --> 00:20:49,200
اینجوری بهم تهمت بزنی

429
00:20:49,350 --> 00:20:50,030
درسته؟

430
00:20:54,030 --> 00:20:56,030
امروز با تمام وجودم

431
00:20:56,030 --> 00:20:57,920
برای مرگ آماده‌ام

432
00:20:58,070 --> 00:21:00,960
واقعا فکر کردین مرگ می‌تونه من رو بترسونه؟

433
00:21:03,790 --> 00:21:05,010
کسی که مرد، اعلیحضرت قلابی بود که

434
00:21:05,240 --> 00:21:07,510
شاهزاده دوان خودش نقشه‌اش رو کشیده بود

435
00:21:07,510 --> 00:21:08,640
امپراتور واقعی

436
00:21:08,640 --> 00:21:09,550
هنوز زنده‌ست

437
00:21:10,310 --> 00:21:11,060
چی؟

438
00:21:11,080 --> 00:21:11,640
چی؟

439
00:21:11,640 --> 00:21:13,000
اعلیحضرت زنده‌ست؟

440
00:21:13,000 --> 00:21:14,330
امپراتور تقلبی بود؟

441
00:21:19,830 --> 00:21:21,000
سر و صدا زیاده

442
00:21:21,590 --> 00:21:22,750
خفه بشین

443
00:21:27,790 --> 00:21:29,520
تمام شماهایی که اینجایین باهوشین

444
00:21:29,750 --> 00:21:31,160
قطعا مزخرفاتی رو که خواجه آن می‍گه

445
00:21:31,160 --> 00:21:33,030
باور نمی‌کنین

446
00:21:36,350 --> 00:21:37,370
با وجود این شرایط

447
00:21:37,480 --> 00:21:38,830
هنوزم داری دروغ می‌گی

448
00:21:39,160 --> 00:21:40,680
بهشت هوای اعلیحضرت رو داره

449
00:21:40,680 --> 00:21:42,110
در طول زلزله هیچ آسیبی به ایشون نرسید

450
00:21:42,110 --> 00:21:43,750
هر سنگی که سقوط می‌کرد به اعلیحضرت نمی‌خورد

451
00:21:43,750 --> 00:21:44,790
چطور ممکنه توسط خائنی مثل تو

452
00:21:44,790 --> 00:21:46,790
کشته بشه؟

453
00:21:49,200 --> 00:21:50,340
...ارتش مرکزی

454
00:21:50,920 --> 00:21:51,750
پس معلوم شد که

455
00:21:52,200 --> 00:21:54,400
ملکه‌ی شیطانی تو رو هم خریده

456
00:21:54,400 --> 00:21:55,240
نگهبان‌ها

457
00:21:55,750 --> 00:21:57,810
هم‌دست ملکه‌ی شیطانی رو بکشین

458
00:22:02,550 --> 00:22:03,750
اعلیحضرت

459
00:22:04,350 --> 00:22:06,030
ارتش مرکزی شورش کرده

460
00:22:09,160 --> 00:22:09,830
ارتش مرکزی شورش کرده

461
00:22:09,830 --> 00:22:11,110
شورش کردن؟

462
00:22:11,110 --> 00:22:13,000
همگی درهای قصر رو ببندین

463
00:22:13,000 --> 00:22:14,400
اعلیحضرت باید برگردن

464
00:22:14,880 --> 00:22:16,830
بیشتر نگهبان‌های سلطنتی امروز
از دروازه محافظت می‌کنن

465
00:22:16,830 --> 00:22:18,310
...قصر تقریبا خالی از محافظه

466
00:22:18,310 --> 00:22:20,720
باید تا زمان رسیدن اعلیحضرت مقاومت کنیم

467
00:22:24,350 --> 00:22:25,430
هوس مردن کردی؟

468
00:22:25,460 --> 00:22:26,030
زود باش

469
00:22:26,070 --> 00:22:27,070
می‌خوای بمیری؟

470
00:22:27,110 --> 00:22:27,680
با همدیگه

471
00:22:27,680 --> 00:22:29,030
بیاین با هم انجامش بدیم

472
00:22:29,030 --> 00:22:29,430
برین

473
00:22:30,030 --> 00:22:30,890
در رو ببندین

474
00:22:32,310 --> 00:22:33,200
برو اونجا

475
00:22:36,070 --> 00:22:36,720
همون جا وایسا

476
00:22:36,720 --> 00:22:37,720
نمی‌ذارم بری

477
00:22:40,130 --> 00:22:40,710
صبر کن

478
00:22:45,310 --> 00:22:46,770
راهی نیست، داری چیکار می‌کنی؟

479
00:22:49,440 --> 00:22:50,070
ولم کن

480
00:22:50,590 --> 00:22:51,310
نه

481
00:22:51,310 --> 00:22:52,000
جلوش رو بگیرین

482
00:22:54,550 --> 00:22:55,510
دارین چیکار می‌کنین؟ ولم کنین

483
00:22:55,510 --> 00:22:58,640
شیاهو دان

484
00:22:59,900 --> 00:23:30,697
<font color=#e2d622>[در قسمت بعد خواهید دید]</font>

485
00:23:30,722 --> 00:26:50,722
<font color="#54e4f7">°• برای دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم به تلگرام بارو مووی سر بزنین •°</font>
<font color="#80f9ff">  =  baromoviz  = </font>
<font color="#80ff80">● مترجم : Noor ●</font>

